یک غزل آغاز کن بر صفت حاضران
-
تاریخ: 1397/3/10 ساعت: 13:08
رخ زرد و کبود تن سرافکنده منمشب مرده ز غم، روز به تو زنده منم!!! ادامه مطلب
هذا یوم الجمعه... و انا فیه ضیفک! فاضفنی...
-
تاریخ: 1397/3/10 ساعت: 13:08
فرمود: نزیلک حیث ما اتجهت رکابی و ضیفک حیث کنت من البلاد و خوش سرود: نام تو نویسم ار قلم بردارم کوی تو گذارم چو قدم بردارم جز روی ترا نبینم ای جان جهان در عمر خود ار دیده ز هم بردارم
و کم یُسْر اتی من بَعْد عسر
-
تاریخ: 1397/3/10 ساعت: 13:08
رخ تو رونق قمر بشکست لب تو قیمت شکر بشکست لشکر غمزهی تو بیرون تاخت صف عقلم به یک نظر بشکست بر در دل رسید و حلقه بزد پاسبان خفته دید و در بشکست من خود از غم شکسته دل بودم عشقت آمد تمامتر بشکست نیش مژگان چنان زدی به دلم که سر نیش در جگر بشکست نرسد نامههای من به تو ز آنک پر مرغان نامهبر بشکست قصهای مین...
نی به چشم امتحانی بل به چشم اعتبار!
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
کتاب «چگونه در امتحانات موفق شویم؟» نوشته دومینیک است که به ترجمه علی قنواتی و مرتضی باوندپور به چاپ رسیده است. این کتاب تاکنون چهار بار به چاپ رسیده است. موضوع مورد بحث واقع شده در این کتاب آزمونها و راهنماییxadهای تح
غم خوردن بیهوده نمی دارد سود
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
مرا رخسار او باید، چه سود از ماه و پروینم؟! چو شام زلف او خواهم، چه سود از شام و شاماتم؟!
راز محنت تو
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
یقولون لیلى بالعراق مریضة :( فیا لیتنی کنت الطبیب المداویا
عاشقی چیست؟ مبتلا بودن
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
باید عاشق شوی! شبی بعد از نماز عشاء که از مسجد تا منزل همراه آیة الله العظمی بهجت می رفتیم عرض کردم: سریع ترین راه به سوی خدا چه راهی است؟ فرمودند: باید عاشق شوی. سپس فرمودند: روزی پدر مجنون او را از نجد به حجاز آورد. در کنار کعبه نشسته بودند. پدرش گفت: فرزند عزیزم! عشق لیلی با تو چه کرده که این همه...
امشب به راستی شب ما روز روشن است!
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
شبی مبارک و میمون است و حاجت ها بر آورده؛ اگر چه شاید به اقتضای تقارب جوهره قضیه "مَا مِنْ عِیدٍ لِلْمُسْلِمِینَ أَضْحًى وَ لَا فِطْرٍ إِلَّا وَ هُوَ یُجَدَّدُ فِیهِ لآِلِ مُحَمَّدٍ حُزْنٌ قِیلَ وَ لِمَ ذَلِکَ قَالَ لِأَنَّهُمْ یَرَوْنَ حَقَّهُمْ فِی یَدِ غَیْرِهِمْ" و نیز این که مولا علی ع از حکومت...
به پیش خیل خیالش
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
دلى که با سر زلفین او قرارى داد گمان مبر که بدان دل قرار باز آید!
ره به کوی می فروشان
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
حضوری گر همی خواهی از او غایب مشو حافظ
دل آواره
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
دل دادمش به مژده و خجلت همی برم زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست شکر خدا که از مدد بخت کارساز بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار در گردشند بر حسب اختیار دوست گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست!
صبا را پای در زلف تو بشکست
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
نوبهار آمد و جهان بشکفت زان تو را چه؟ چو نوبهار تو نیست!!! السلام علیک یا ربیع الانام و نضرة الایام
ما و خیال و خوابی
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
در محبت، آرزو را اعتبار دیگر است این حریفان وصل می خواهند و "بیدل" انتظار
ربه فیه تجلی و ظهر
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
دل ایمان ز تو شادان زهی استاد استادان تو خود اسلام اسلامی تو خود ایمان ایمانی بصیرت را بصیرت تو حقیقت را حقیقت تو تو نور نور اسراری تو روح روح را جانی اگر امداد لطف تو نباشد در جهان تابان درافتد سقف این گردون بیارد رو به ویرانی
... به فدای چشم مستت
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
مگرم چشم سیاه تو بیاموزد کار ور نه مستوری و مستی همه کس نتوانند اللهم فک کل اسیر ۱۳ فروردین۱۳۹۷/نیمه رجب۱۴۳۹
ماهآفرین
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
چون کائنات جمله به بوی تو زنده اند ای آفتاب، سایه ز ما بر مدار هم چون آب روی لاله وگل، فیض حسن توست ای ابر لطف، بر من خاکی ببار هم!
حدیث شه
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
آرام و خواب خلق جهان را سبب تویی
حد وحشی نیست لاف عشق آن سلطان حسن!
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
دل من رای تو دارد سر سودای تو دارد رخ فرسوده زردم غم صفرای تو دارد سر من مست جمالت دل من دام خیالت گهر دیده نثار کف دریای تو دارد ز تو هر هدیه که بردم به خیال تو سپردم که خیال شکرینت فر و سیمای تو دارد غلطم گر چه خیالت به خیالات نماند همه خوبی و ملاحت ز عطاهای تو دارد گل صدبرگ به پیش تو فروریخت ز خج...
حسرت
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
مرگ از آن به که مرا از تو خجل باید بود نه کلامی و نه حرفی و نه قیلی و نه قال
اصول باده پرستی!
-
تاریخ: 1397/2/3 ساعت: 15:42
یک کانال نسخه های خطی که در آن عضوم، امشب تصویر کاغذی را گذاشته بود که قصیده زیبایی از محمد بن معصوم موسوی در استغاثه به امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) در آن نوشته شده بود. مصرع اول مطلعش این است: یابن الامام العسکری ابن النقی... که شاعر در طاعون دوم نجف(که نمی دانم سال چند بوده. شاید حوالی ۱۲۷۰ق)، ب...