بر چرخ همی گشتی سرمستک و خوش حالک!
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
مینماید که مگر دوش به خوابت دیدم که من امروز ندارم به جهان گنجایی! ساربانا بمخوابان شتر، این منزل نیست همرهان پیش شدستند که را میپایی؟ پ.ن: زهی مراتب خوابی که به ز بیداری است!
و لا تقربا هذه الشجرۀ!
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
هر چند می پرم به پر و بال بی خودی از «عالم خیال تو» بیرون نمی روم :((
59
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
گر بماندیم، باز بردوزیم جامه ای کز «فراق» چاک شده ور بمردیم عذر ما بپذیر ای بسا «آرزو» که خاک شده :(((
هوایی ش فرح بخش، خدایا بفرست!
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
خوشوقت آنکه بخت به دامت فکنده است *** آزاد خواجه ای که به خیل تو بنده است جانانش هر که نیست تمتع ز جان نبرد *** مردار دان تنی که دل از دوست کنده است حاجت به غمزه نیست دل از دست داده را *** با ساربان بگوی که اشتر رونده است باشد شبان تیره امیدم به روز وصل *** شادم ازینکه در پس هر گریه خنده است دنیا به...
چه عیش ها که در ملک جهان، مهیا نیست!
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
هیچ برگ از درخت بی امر خدای عزوجل نیفتد و هیچ ذره بی اذن او از جای نجنبد. اندیشه ها به علم او در دل آید و احشا به فرمان او در جنبش آید...و چون عزیز جلیل در ملک خویش تصرفی کند که را فضولی رسد که دست پیش آرد یا با وی چون و چرا کند؟هی! که را باشد مجال این، که را؟آدمی مگر فراموش کرده که در بیغوله عدم، ن...
السلام علیک یا فاطمة المعصومة
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
ای تو ولی احسان دل، ای حسن رویت دام دل ای از کرم پرسان دل، وی پرسشت آرام دلما زنده از اکرام تو، ای هر دو عالم رام تو وی از حیات نام تو، جانی گرفته نام دلبر گرد تن دل حلقه شد، تن با دلم همخرقه شد وین هر دو در تو غرقه شد، ای تو ولی انعام دلای تن گرفته پای دل، وی دل گرفته دامنت دامن ز دل اندر مکش، تا ت...
مرا لا گیر و الا را بگردان
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
«رزق مرا حواله به نامحرمان مکن»
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون دلم را دوزخی سازد دو چشمم را کند جیحون چه دانستم که سیلابی مرا ناگاه برباید چو کشتی ام دراندازد میان قلزم پرخون زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد که هر تخته فروریزد ز گردشهای گوناگون نهنگی هم برآرد سر خورد آن آب دریا را چنان دریای بیپایان شود بیآب چو...
کاکل مشکین به دوش انداخته
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
من آن گدا سمج مبرم کنایه نفهمم که رفتنم ز سر کویت اعتبار ندارد!
معشوقه ای مرکب از اضداد مختلف!
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ!خجالت و شرمندگی سراسر وجودم را فرا می گیرد آن گاه که به خودم می نگرم و این که بر کناره این دریای بی کرانه این همه وقت ایستاده ام؛ ایستادنی که در پی اش دل به دریا زدنی نبوده تا قهراَ آب زلال این بحر نیلگون که حرکت موجش عرق شرم بر رخ لطیف نسیم می آورد کدورت هایی ...
251
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
یکی از اساتید محترم چند سال قبل داستانی را تعریف کرد و الان! چقدر این بیت شعرش ناز می نماید: «پیش درخت نسترن، وقت گل انار قم/دست من شکسته دل، دامن گلعذار قم»
...
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
آه لبرقٍ لمعا/ماذا بقلبی صنعا
وَ مَهَّدْتُ لَهُ تَمْهِیدًا
-
تاریخ: 1395/12/10 ساعت: 13:33
وَالَّذِینَ کَفَرُوا أَعْمَالُهُمْ کَسَرَابٍ بِقِیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ مَاءً حَتَّى إِذَا جَاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئًا وَوَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسَابَهُ وَاللَّهُ سَرِیعُ الْحِسَابِ